2009 ژوئيه 4
نام کاربری: کلمه عبور:

دوره پانتومیم

انگشت را داخل گوشت فرو ببر تا تو هم مانند آنها شوی. این جا، خانه آنهاست؛ به رسم ادب، همرنگ میزبان شو. «شنیدن» این جا بی معنی است. تنها حرکات صورت و بدن است که سخن را می رساند، بنابراین اندک زمانی می توانی به زبانت استراحت دهی.

انگار، تازه متوجه می شوی که می توان معلول بود، بدون آن که نشانی داشته باشد. و این، یکی از مشکلات بچه های ناشنوا است: «اگر نابینا باشی یا این که دست و پا نداشته باشی، همه متوجه می شوند و به کمکت می آیند. اما ما که ناشنوا هستیم، هیچ نشان ظاهری نداریم و به ما توجه نمی شود.»

ناشنوا اعتماد به نفس ندارد

«مینا» بهتر از بچه های دیگر می شنود و حرف می زند: «اکثر بچه های ناشنوا اعتماد به نفس ندارند. برای همین روش نمی شود برود در جامعه.» مینا از تحصیلات بالای همنوعانش گفت که به دلیل اعتماد به نفس پایین، جایی در بازار کار ندارند.

در میان، «مرمر» یکی از بچه های ناشنوا که گرافیک خوانده است، اضافه می کند: «تا سر کار متوجه می شوند بچه ها ناشنوا هستند، ردشان می کنند. نمی گویند شاید عملش بهتر باشد.» مینا دنبال حرف دوستش را می گیرد: «با این کار بچه ها را ناامید می کنند.»

به نظر مینا «بچه های ناشنوا خودشان را باور ندارند، مگر این که تشویق شان کنی. هل بدی، برن جلو.» و آنها می خواهند با «پانتومیم» این اعتماد به نفس را به بچه های ناشنوا برگردانند. و این موضوع، اصلی ترین هدف «حامد نصرآبادیان»، موسس این مدرسه است.

۵ سال انتظار

حامد نصرآبادیان، مدرس پانتومیم است: «حس کردم، کارهایی که بچه ها در دوره پانتومیم انجام می دهند، نزدیک به آن چیزهایی ست که بچه های ناشنوا می خواهند به وسیله اش، با اطراف شان ارتباط برقرار کنند.»

بنابراین در روز ۹ مهر ۱۳۸۲، طرحی را به دکتر «خسرو گیتی» دبیر وقت کانون ناشنوایان ارائه کرد: «ایشان با طرح اولیه موافقت کردند. بعد از آن، طرح را کامل تر کردم و برای شان فرستادم.» حدود ۱ سال بعد، دبیر کانون، نامه ای را برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آماده کردند: «متاسفانه به دلیل تغییر مدیریت، طرح کمی به تعویق افتاد.» و اضافه می کند: «طرح من، بین این مسئله که حقیقی است یا حقوقی گیر کرد.»

نصرآبادیان که پیشنهاد «ارمنستان» را برای تاسیس این نوع مدرسه برای ناشنوایان شان رد کرده بود، با حس خاصی ادامه می دهد: «و به امید خدا می خواهیم در روز ۹ مهر ۸۷ روبان این مدرسه را به صورت نمادین قیچی کنیم.»

طرحی هدفمند

حامد نصرآبادیان در یک نگاه:

  • هفتم شهریور سال پنجاه و دو در یکی از شهرهای خراسان متولد شد.
  • فارغ التحصیل گروه نمایش دانشکده هنر و معماری تهران
  •  فارغ التحصیل مدرسه پانتومیم  «Canada College» و آکادمی حرکت کاراکتری
    ارمنستان. Characteristic Dance Academy
  • از سال هفتاد و نه، مشغول تدریس واحدهایی همچون
    «پانتومیم، حرکت، بدن، تربیت حس»، گروه نمایش دانشکده های: هنر و معماری نبی اکرم تبریز و دانشگاه آزاد اراک شده است.
  • کارگاه های آموزشی پانتومیم متعددی را در دانشکده های ایران و خارج از ایران برگزار کرده و چند فصلی است که با کالج  «Pera» استانبول و آکادمی
    حرکت کاراکتری ارمنستان «Yerevan» در همین زمینه همکاری می نماید.
  • در پرونده کاریش ۳۲ نمایش اجرایی دارد که اولین آن به سال ۱۳۷۱ باز می گردد نمایش «گوش های گئومائا» سالن فارابی و آخرینش جون
    سال ۲۰۰۸ نمایشی ضد جنگ با نام «نوستالژی»
  • فعالیتش در تلویزیون به سال ۱۳۷۰ باز می گردد و کارهایی در راستای بازی های بدون کلام مجموعه هایی چون: «پانتومیم های زمستانه ۷۶»، «پ مثل پانتومیم ۷۹», «مشاهیر» و...
  • آخرین کار سینمايي اش طراحی حرکت فیلمی مشترک، محصول ایران و کانادا با نام  «گاهی واقعی» است.

منبع: وبلاگ آکادمی سربازان صلح

دغدغه اصلی حامد نصرآبادیان برای تشکیل این مدرسه، «ارتقاء اعتماد به نفس بچه های ناشنوا در جامعه» است. به اعتقاد نصرآبادیان: «این بچه ها تا حدودی حالت گوشه گیر و منزوی دارند و آنها باید احساس کنند چیز چندان زیادی از بچه های شنوا کمتر ندارند. در این مدت که با آنها کار کردم، دیدم بسیار مستعد هستند.»

او اضافه می کند: «اگر قدرت شنوایی شان پایین است، در عوض قدرت بینایی و دقت بسیار بالایی دارند، چیزی که لازمه درس پانتومیم است.»
هدف اصلی اولین شاگرد های این مدرسه هم درست مانند استادشان است: «هدفمان این است که استعداد مان را به مردم نشان بدهیم.» بعد از صحبت های «علی» که سابقه بازیگری در تئاتر را هم دارد، مرمر می گوید: «می خواهیم نشان دهیم، درک مان بالاست و می توانیم عمل کنیم.» البته آنها دو هدف دیگر هم دارند: «می خواهیم بگوییم کی هستیم و مشکلات مان را نشان بدهیم.»

نصرآبادیان، در فکر اشتغال زایی بچه های ناشنوا هم هست: «این ها تخصص های بسیار خوبی دارند اما متاسفانه بهشان بها نمی دهند. از آن جایی که می فهمند این ها ناشنوا هستند، با پایه حقوقی بسیار پایین استخدام شان می کنند.»

«پرداختن به یک شاخه هنری»، یکی دیگر از اهداف تاسیس این مدرسه است: «این آکادمی با پانتومیم آغاز می شود اما فکر می کنم رشته های هنری دیگری مانند عکاسی، خوشنویسی و ...
هم برای بچه ها تدریس شود.»

او ادامه می دهد: «ممکن است بانی این کار من بوده باشم اما تمام کارها را نمی توانم به تنهایی انجام بدهم چون در حیطه تخصصی من نیست. بنابراین امیدوارم آدم های متخصص در عرصه هنرهای ۷ گانه، که دارند کار می کنند و مهم تر این که، این دغدغه را دارند که وقت بگذارند و هیچ هزینه ای هم دریافت نکنند، به جمع ما بپیوندند.»

به طور حتم، استادی که خود در آکادمی هایی خارج از ایران تدریس می کند، به فکر جهانی کردن شاگردانش هم هست: «یکی از اهدافم، حضور بچه ها در جشنواره های نمایشی داخل و خارج از کشور است. هر ۴ سال یک بار، "کنفدراسیون ناشنوایان" نشستی را در یکی از کشور ها برگزار می کند و دوست دارم در دور بعد، همراه با گروه ایران، یکی دو نفر از بچه ها را هم بفرستیم.»

همه جای ایران، سرای پانتومیم است

سال ۱۳۸۳ بود که «شورای جوانان ناشنوایان» تاسیس شد. «اردوان»، هدفش را از تشکیل این گروه، «اتحاد بین ناشنوایان» عنوان می کند و امروز در دیگر شهرستان ها هم این شورا تشکیل شده است.
مدرسه پانتومیم هم قرار است سرنوشتی مانند این شورا داشته باشد: «دوست دارم این مدرسه به شهرستان ها هم گسترش پیدا کند، چون معتقدم در شهرستان ها نیرو های خاص تری را در عرصه بازیگری داریم. امیدوارم کسی بتواند حمایت کند تا گروه یکی- دو نفره من یا حتی خود من وارد کانون ناشنوایان مراکز دیگر شویم.»

مدرسه پانتومیم

نصرآبادیان قصد دارد خود بچه های ناشنوا را برای تدریس به شهر های دیگر بفرستد و بچه های ناشنوا هم چنین امیدی دارند: «منتظریم خوب یاد بگیریم و با دست پر بریم پیش بچه ها.» و آنها برای این که آمادگی کامل برای تدریس را پیدا کنند باید به گفته نصرآبادیان «یک دوره ۳ ماه برای مقدماتی و یک ۶ ماه –به ۳ ماه هم می تواند تقلیل پیدا کند- برای پیشرفته بگذرانند.»

با مدرک یا بی مدرک؟

یکی از محبوب ترین کارها در کشورمان، «گرفتن مدرک» است و به طور معمول، عملکرد هر فرد توسط آن سنجیده می شود. با این حساب، آیا بچه های ناشنوا بعد از گذراندن دوره شان، مدرکی دریافت می کنند؟ نصرآبادیان در جواب این سوال می گوید: «در طرحی که به وزارت ارشاد فرستادم، دوست داشتم این وزارت با ما همکاری کند و مدرکی از وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی به بچه ها داده شود.»

این مدرس پانتومیم جایگزینی هم برای این موضوع دارد: «اگر در روز افتتاحیه با این طرح موافقت کنند که حتماً مدرک معتبر این وزارت به بچه ها داده می شود. در غیر این صورت از "آکادمی حرکت و کاراکتری ارمنستان" سعی می کنم مدرک بگیرم و دوره نهایی بچه ها را آن جا برگزار کنم.»

در هر حال، قرار است که اولین دانشجویان این آکادمی، ۲ نمایش در «روز جهانی ناشنوایان» برگزار کنند. و در این بین، ۳ نمایش را هم دانشجویان دانشگاهی ارائه می دهند. در این صورت، کار ناشنوا در کنار شنوا قرار می گیرد و این همان چیزی ست که بچه های ناشنوا می خواهند.

19/09/2008